به جرات میتونم بگم که تا همین لحظه نشده من آشپزی کنم ( اگه سیب زمینی سرخ کردن و نیمرو زدن هم آشپزی بدونیم) و نسوزم:/ جوری شده که از سمت گاز که دور میشم به سمت خمیردندون نزدیک میشم! اصلا یکی از دلایلی که آشپزی بلد نیستم همین سوختگیه و یکی از دلایلی که دارم این چرندیات رو اینجا مینویسم اینه که فردا امتحان دارم و از هرکاری بجز درس خوندن استقبال میکنم و در همین راستا برای یلدای دروغین امشب روی گاز توی قابلمه ی داغ پفیلا درست کردم و قابلمه داغ روی دستش هشدار نداشت که بگه lam hot dear و اینگونه من به ... رفتم. اما قسمت بد ماجرا وقتی بود که دستمو گذاشتم زیر سرم تا بخوابم و گیسوانم... .

شماها چه جوری وقتی آشپزی میکنید هم یادتون نمیره مواد اولیه چیه هم حواستون هست غذاتون نسوزه هم یادتون نمیره دسته قابلمه داغه هم چرا روغنای شما نمیپره برای ما میپره:/ کلا چه جوری اینهمه کارو میتونید همزمان انجام بدید بدون هیچ خسارتی؟؟؟