-جمعه یه امتحان سخت دارم و آخرین مهلتیه که میتونم شرکت کنم تو آزمونش وگرنه هرچی وقت گذاشتم و هزینه کردم میپره ولی الان به جای درس خوندن لای جزوه‌ام بادبادک باز میخونم :/ دیروز رفتم کتابخونه جلد۵_۶کلیدرو با اینکه تموم نکردم پس دادم تا درس بخونم اما وسوسه شدم بجاش بادبادک بازو گرفتم. برگشتنی بارون میومد هوس پیاده روی کردم بعد برای اینکه برم کافه کتابی که تاحالا نرفتم کتاب بخرم مسیر طولانی تری رو اومدم اما وقتی رسیدم به کافه به این سوال رسیدم که خب چی بخرم مثلا و چون به جوابی نرسیدم به مسیرم ادامه دادم و هیچ‌جا نرفتم :| بعدش اومدم خونه کلی عذاب وجدان گرفتم ( خودم میدونم مریضم)

_ هفته بعد قراره برم با دانشگاه مشهد و این اولین سفر تنهاییمه و خیلی خوشحالم *_* 

_کسی هست که تا حالا تجربه ای از کار دانشجویی تو آزمایشگاهای دانشگاه داشته باشه؟؟؟؟